تبليغاتX
* بهترین اس ام اس های عاشقانه برای شما *



درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
آمار وبلاگ
موضوعات
طراح قالب:
وضعیت من در یاهو
آهنگ وبلاگ
اس ام اس 15
 خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره ...

هم مثل خودم غمگینی از جدایی گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم عزیز رفته سفر کی برمی گردی چشمونم مونده به در کی برمی گردی رفتی و رفت از چشام نور دو دیده ای زعالم بی خبر کی برمی گردی غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم پنجره امیدمو هنوز به روم نبستم

بدترین غم این نیست که عشقت تو رو بذاره بره.... بدترین غم این نیست که بفهمی دیگه دوستت نداره... بدترین غم این نیست که بفهمی یکی دیگه رو دوست داره... بدترین غم اینه که یکی بمیره بعد بفهمی عاشقت بوده

خانه ات سرد است؟ خورشیدی در پاکت می گذارم و برایت پست می کنم! ستاره ی کوچکی در کلمه ای بگذار و به آسمانم روانه کن بسیار تاریکم

               ز سحر همیشه تاریکی ست ولی تاکنون نشده که آفتاب طلوع نکند پس به سحر اعتماد کن

 می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق....بیاندیش اندازه عشق در زندگیت چقدر است؟در کجای زندگیت است؟ ..دلم به حال عشق می سوزد.چرا سالهاست کسی را عاشق ندیدم؟.....مگر نمی دانیم برای هر کاری عشق لازم است. هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردا یی وجود ندارد. سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی و یا شاید نمی فهمیدی. امروز حرف حقیقت را باور می کنی ...اما افسوس که خیلی زودتر از انچه فکر می کردی دیر شده


نويسنده: مهدی مورخ: سه شنبه 29 اسفند1385 در ساعت: 9:50 |+|
اس ام اس 14
گوش کن با لب خاموش سخن مي گويم /پاسخم گو به نگاهي که ميان من و توست/گرچه در خلوت ما کسي نرسيد/همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بو که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره

بر ماسه ها نوشتم: درياي هستي من از عشق توست سرشار/اين را به ياد بسپار!/بر ماسه ها نوشتي: اي همزبان ديرين اين آرزوي پاکي است/اما به باد بسپار!

باسكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم

كاغذتم احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز......

روز تو جهنم مي بينمت آخه من وتو جهنمي هستيم تو به جرم اينكه دل منو دزديدي منم به جرم اينه يه عمر به جاي خدا تو رو پرستيدم

از خرابی می گذشتم منزلم آمد به یاد دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد سر به هم آورده دیدم برگهای غنچه را اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد...

                                              


 


نويسنده: مهدی مورخ: سه شنبه 29 اسفند1385 در ساعت: 9:44 |+|
اس ام اس 13
زمان!

به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست....
بوسيدن قول ماندن نيست.....
و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست....

در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد...

هميشه به ياد داشته باش در ارتفاعي خاص از زمين ديگر ابري وجود ندارد اگر آسمان زندگيت ابري ست به اين دليل است که روحت به اندازه کافي اوج نگرفته است


نويسنده: مهدی مورخ: دوشنبه 28 اسفند1385 در ساعت: 19:2 |+|
اس ام اس 12
سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

كهنه فروش داد ميزنه : چراغ شکسته ميخريم ..-*-.. کفشاي پاره ميخريم ..-*-.. اسباب کهنه ميخريم ..-*-.. بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري ؟؟؟

يک روز گل به خدا گفت:چرا گل هاي زيبا همه خار دارند؟ خداوند گفت:نه يه گل زيبا هست که خار نداره ولي صداش نکن چون داره الان اين اس ام اس رو ميخونه.


نويسنده: مهدی مورخ: یکشنبه 27 اسفند1385 در ساعت: 17:56 |+|
اس ام اس 11
يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند ‹ و ا ي ›

به برگ گل نوشتم من ، كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس ، او گل را به زلف كودكي آويخت ، تا او را بخنداند
صبا را ديدم و گفتم صبا ، دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم ، تو را من دوست مي دارم
ولي ناگه ، ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد

من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم
سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم
پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي
مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
در كدامين مكتب و مذهب ، جرم است پاكبازي
در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم
كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان
هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم
هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم
مثال كوره مي سوزد تنم از عشق ، اميد طَرب دارم
حديث تازه اي از عشق مردان حَرب دارم
من عاشق عاشق شدنم ، من عاشق عاشق شدنم
من به خاكستر . . .

نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 26 اسفند1385 در ساعت: 19:43 |+|
اس ام اس 10

اگر دنیای ما سنگ است بدان سنگینیه سنگ هم قشنگ است اگر دنیای ما دنیای درد است بدان

عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

شکستم بی صدا یک بار دیگر خطا کردم من یک بار دیگر دو چشم تو مرا از راه به در کرد شکستم توبه را

یک بار دیگر ...

 


نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 26 اسفند1385 در ساعت: 19:22 |+|
اس ام اس 9

روزهايي كه بي تو مي گذرد گرچه با ياد توست ثانيه هايش ، اما دلم باز مي كشد فرياد ، در كنار تو مي گذشت اي كاش ، دلم برات تنگ شده

چه فرقي مي كند پائيز با بهار وقتي انها باشند و تو نباشي ، چه تفاوتي دارد شنبه و جمعه ، وقتي هفت روز هفته به انتظار بگذرد ، مهم اين است كه لحظه ها مي روند و تو در كنارم نيستي

سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن : رفتم ... رفتي ... رفت... ساکت مي شوم، مي خندم، ولي خنده ام تلخ مي شود. استاد داد مي زند : خوب بعد؟ ادامه بده . و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت. رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شاديم بمرد...شور از دلم ببرد . رفت...رفت...رفت و من مي خندم و مي گويم : خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است...کارم از گريه گذشته است به آن مي خندم .

شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست .

در گذر گاه زمان خيمه شب بازي دهر با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد عشق ها مي ميرند رنگ ها رنگ دگر مي گيرند و فقط خاطره هاست که چه شيرين و چه تلخ دست ناخورده به جا مي ماند .

به خاطر بسپارزندگي يک اسم نيست،زندگي واقعا يک فعلي است در حال شدن،عشق نيست ،عاشق شدن است .


نويسنده: مهدی مورخ: جمعه 25 اسفند1385 در ساعت: 21:12 |+|
اس ام اس 8

نميدانم در غروب اين روزها چه رازی نهفته است ، که دلم حال ابری‌ترين روزهای

پاييز را دارد،اگر اين روزها زيباترين‌روزهای بهار با گل سرخ و عطر اقاقی هم که باد ،

باز هم آن دلتنگی دوری توست که چون غمی سنگين بر دلم پنجه می‌کشد .

باز هم بعد از ظهر آدينه، آينه دلتنگی غريبی‌است .

دلم هوای به کنار تو بودن می‌کند ،دلم بهانه می‌گيرد ، هيچ چيز آرامم نمی‌کند،

صبر و قرار ار دلم می‌رود ، ناگاه به خودم می‌آيم می‌بينم که قطرات اشک تمام صورتم

را پوشانده است.

وقتی خدا بتو می گه باشه همون چیزی رو بهت می ده که می خوای. وقتی می گه نه یه چیز بهتر بهت می ده و وقتی می گه صبر کن در تدارک بهترین چیز برای تویه

اين روزها نه مجالي براي دلتنگي دارم نه حوصله اش را

 ولي با اين همه گاه گاهي دلم هواي تو را مي کند

 

همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره ولي تو كه دنياي مني چطور ازت بگذرم؟

 


نويسنده: مهدی مورخ: جمعه 25 اسفند1385 در ساعت: 21:10 |+|
اس ام اس 7
دلم مي خواهد نفسهاي تو را دانه دانه بشمارم و اخرين سروده هايم را برايت بخوانم ولي اين را بدان اين ديگر اخرين سروده هايم هست شايد ديگر نتوانم باهات پرواز كنم پس قدر اين پرواز را بدان

امد از عشق دلم دم زد و رفت خانه را يكسره بر هم زد و رفت ، گفتمش باز كجا من چه كنم ، بي وفا يك مژه بر هم زد و رفت

با نگاه ساده اي درهاي بسته باز شد، بي قراري من و تو بعد از ان اغاز شد، بعد از ان ديدار من دلداده اي ديگر شدم، روزها بگذشت و من هر لحظه عاشقتر شدم .

يه شب تو آسمون يه ستاره چمک زنون خنديد و گفت کنارتم تا آخرش تا پاي جون ستاره قشنگي بود آروم و ناز و مهربون ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون اما زياد طول نکشيد عشق منو ستاره جون ابر اومد ستاره رو دزديد و برد نامهربون حالا شبا به ياد اون زل ميزنم به آسمون دلم مي خواد داد بزنم اين بود قول و قرارمون تو رفتي و از خودتم نزاشتي حتي يک نشون..

زندگي قصه مرد يخ فروشي است که از او پرسيدند : فروختي؟ گفت نخريدند تمام شد


نويسنده: مهدی مورخ: جمعه 25 اسفند1385 در ساعت: 21:8 |+|
اس ام اس 6
ما را لا يق بداني يا نداني دوستت دارم ...

ما را صد بار هم از خود براني دوستت دارم...

به زندان جنايت هم کشاني دوستت دارم...

به چشمان تو سوگند اي گل زيبا ما را هر چند سزاوار حريم خود نداني باز هم دوستت دارم...

 

هر کس به طریقی دل ما می شکند

بیگانه جدا دوست جدا می شکند

بیگانه اگر می شکند حرفی نیست

من در عجبم دوست چرا می شکند

دل ما شکست کس صدایش نشنید

آری دل مرد بی صدا می شکند.

 

دختره از دوست پسرش ميپرسه من خوشگلم؟؟پسره ميگه : نه!!!!؟دختره گفت دوسم داري؟؟پسره گفت : اصلا"!!!!؟دختره گفت اگه بميرم برام گريه ميكني؟؟پسره گفت هرگز!!!!؟دختربغضش تركيدو چشماش پر از اشك شد...پسر بغلش كردو بهش گفت : تو خوشگل نيستي بلكه زيباتريني.تو رو دوست ندارم چون عاشقتم.اگه تو بميري برات گريه نميكنم چون من هم ميميرم..................


از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم . من آمده بودم که تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم. تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم.شاید که خدا. خواست که دلتنگ بمیرم .


تو یه خورشید شکسته من زمین سرد خسته بی حرارت وجودت توی بهت غم نشسته من دیوونه عاشق به خیالم تو خدایی همه شب بیدار میموندم که تو با سحر بیایی من میخواستم توی رگهام معنی زندگی باشی به تن خسته عاشق نور ارزو بتابی واسه تو فرقی نمیکرد بودن ونبودن من پای خسته ام و ندیدی لحظه تلخ شکستن تو هنوز تو اسمونی من زمینم که اسیرم من بازم در انتظارم که نفس از تو بگیرم تو غریبه من یه عاشق که برات دل نگرونه فاصله بین من وتو از زمین تا اسمون .

به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي

ای که دور از منو در قلب منی **** با خبر باش که همه دنیای منی
روزگاریست که من طالب دیدار توام !
فکر من باش که این گوشه گرفتار توام !
من شنیدم که تو طبیب دل دردمندانی !
پس طبیب دل من باش که بیمار توام !
نگام نميکنی چرا...

نگام نمیکنی چرا مگه نمیدو نی اگه یه لحظه چشاتو ببندی دنیا تاریکتر از شب میشه

نگام نمیکنی چرا مگه نمیدو نی پیش نگاه تو زنده بودن رو زندگی میکنم .

 

از پشت کدوم ابر از سوی کدوم ستاره از اشک کدوم شبنم از مهر کدوم قلب تو رو پیدا

کنم.دوباره  نگام نمیکنی چرا از بس جز تو منو تماشا کرد دیگه خودمو از همه پنهون میکنم.

 

صدا نمیکنی منو چرا ازم بی خبری چقدر باید گریه کنم چرا منو نمی بری.  پشت پنجره آرام

  بی صدا  ولی منتظر تورو گریه میکنم بیا ای انتهای التهاب و اضطراب. بیا...

 

ما که هنوز منتظریم تا یکی بهمون زنگ بزنه از دل تنگی درمون بیاره !


نويسنده: مهدی مورخ: جمعه 25 اسفند1385 در ساعت: 0:22 |+|
اس ام اس 5

اجازه هست خيال كنم تاآخرش مال مني؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني طپش طپش باچشمكت غزل بگم براي تو بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو...

 گاه يک لبخند انقدر عميق ميشود که گريه ميکنيم گاه يک نغمه انقدر دست نيافتني ميشود که با ان زندگي ميکنيم گاه يک نگاه انقدر سنگين ميشود که چشمها رهايش نمي کند گاه يک عشق انقدر ماندگار ميشود که تا اخر عمر فرا موش نمي کنيم .

 


نويسنده: مهدی مورخ: پنجشنبه 24 اسفند1385 در ساعت: 21:42 |+|
اس ام اس 4

آنگاه كه با اسمان ابري دلت برق اميدي شدي در شام بيرنگي ....آنگاه كه با ساز شكسته تنت

شور آوازي شدي دردل تنگي ........آن زمان كه سوخته جان خنكاي مرهمي شدي بر زخم

دلي......... آن زمان كه اشك باران خنده شوقي شدي بر چشم تري آن روز به يقين قهرمان قله

عشقي در روزهاي زندگي..........  

  

از پنجره کوچک تنهاییم با تو حرف می زنم از پشت داوارهای سنگی با قایق غم هایم دررودخانه اشکهایم برای یافتن تو تا انتهای ظلمت پارو می زنم چشمان مهربان تو از لابه لای شهرستاره باز هم قصه امید را می گوید اما قلب کوچک من سالهاست که حرفهای شاد را در کویرخود ندیده است از خود خانه و سر پناهی ندارم و در آرزویش هم نیستم اما متن جان آرزوی من این است که خانه ای در دل آسمان داشته باشم اگذ چه به مساحت یک قلب باشد .

كاش مي شد بار ديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت , با وفا , با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت ... 

چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي  تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند  كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم  را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر .

یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه! یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کافیست  برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگي .

در گذر گاه زمان خيمه شب بازي دهر با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد عشق ها مي ميرند رنگ ها رنگ دگر مي گيرند و فقط خاطره هاست که چه شيرين و چه تلخ دست ناخورده  به جا مي ماند.

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم .

 

ان کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم 

سخت ترين ديدار.... ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني ........ به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس ....

واست يه دسته گل فرستادم با هزار مصيبت در ميان اون همه گل تونستم يه گل مصنوعي بزارم و در آخر برات بگم تا خشک شدن آخرين گل دوست دارم .

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

من می خوام همیشه عاشق بمونم به تو و چشمای روشنت قسم بـا تـرانـه هـای آفـتـابـی تـو مـی تـونـم بـه صـبـح فـردا بـرسـم ایـنـهـمـه خـاطـره رو چـیکار کـنیم نمی تونیم که از اونا بگذریم واژه شـروع شـعـر مـن تـوئـی بـیـا تـا آخـر خـط بـا هـم بـریـم واسه چی می خوای که تنهام بذاری چرا باید تو رو از یاد ببرم یادمه یه روز نشستی روبروم گفتی که محاله از تو بگذرم بیا با هم آسمونو طی کنیم تو به من یه فرصت تازه بده می دونم که چشمای عاشق تو راه و رسم عاشق

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است .

كاش غم من توفان سهمگيني بود و من چون مرغ توفان خود را به چشم او مي سپردم ولي افسوس كه غم من چون جويبار صافي است كه همچنان مي رود و دل مرا چون برگ مرده اي همراه خود مي برد .


نويسنده: مهدی مورخ: پنجشنبه 24 اسفند1385 در ساعت: 21:1 |+|
اس ام اس 3

هرگز فراموش نمي كنم سخناني را كه از چشمان تو شنيدم. مي گويند چشم ها هرگز دروغ نمي گويند اما من شيرين ترين دروغ ها را از چشمان تو شنيدم آن هنگام كه مي گفتند: دوستت دارم ...

 روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود .


دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست، اسراف در محبت است. اگر ميخواهي هميشه آرام باشي، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر كسي را دوست داري كه تو را دوست ندارد، سعي نكن از او متنفر شوي، بلكه سعي كن او را فراموش كنی .

 


نويسنده: مهدی مورخ: پنجشنبه 24 اسفند1385 در ساعت: 21:0 |+|
اس ام اس 2
 توآنآترین کلمه "دآنش"آست... آن رآ فرآگیر. محکم ترین کلمه "پشتکآر"آست...آن رآ دآشته بآش. سمی ترین کلمه "غرور"آست... بشکنش. سست ترین کلمه "شآنس"آست... به آمید آن نبآش بی آحسآس ترین کلمه "بی تفآوتی"آست... مرآقب آن بآش. دوستآنه ترین کلمه "رفآقت"آست... آز آن سوءآستفآده نکن. زیبآترین کلمه "رآستی"آست... بآ آن رورآست بآش. زشت ترین کلمه "دورویی"آست... یک رنگ بآش .

ویرآنگرترین کلمه "تمسخر"آست... دوست دآری بآ تو چنین کنند؟ موقرترین کلمه "آحترآم"آست... برآیش آرزش قآیل شو. آرآم ترین کلمه "آرآمش"آست... به آن برس. عآقلآنه ترین کلمه "آحتیآط"آست... حوآست رآ جمع کن. دست و پآگیرترین کلمه "محدودیت"آست... آجآزه نده مآنع پیشرفتت بشود. سخت ترین کلمه "غیرممکن"آست... وجود ندارد.

 مخرب ترین کلمه "شتآبزدگی"آست...موآظب پلهآی پشت سرت بآش. تآریک ترین کلمه "نآدآنی"آست...آن رآ بآ نور علم روشن کن. کشنده ترین کلمه "آضطرآب"آست...آن رآ نآدیده بگیر. صبورترین کلمه "آنتظآر"آست... منتظرش بآش. بی آرزش ترین کلمه "آنتقآم"آست... بگذآروبگذر .

سآزنده ترین کلمه" گذشت" آست... آن رآ تمرین کن پر معنی ترین کلمه" مآ" آست...آن رآ بکآر ببند. عمیق ترین کلمه "عشق" آست... به آن آرج بنه. بی رحم ترین کلمه" تنفر" آست...آز بین ببرش. سرکش ترین کلمه" هوس" آست...بآ آن بآزی نکن. خود خوآهآنه ترین کلمه" من" آست...آز آن حذر کن.
نآپآیدآرترین کلمه "خشم" آست...آن رآ فرو ببر. بآزدآرترین کلمه "ترس"آست...بآ آن مقآبله کن. بآ نشآط ترین کلمه "کآر"آست... به آن بپردآز. پوچ ترین کلمه "طمع"آست... آن رآ بکش. سآزنده ترین کلمه "صبر"آست... برآی دآشتنش دعآ کن. روشن ترین کلمه "آمید" آست... به آن آمیدوآر بآش. ضعیف ترین کلمه "حسرت"آست... آن رآ نخور.


نويسنده: مهدی مورخ: پنجشنبه 24 اسفند1385 در ساعت: 20:17 |+|
اس ام اس 1

به نام تنها پناه آشفتگان ديارسرنوشت تقديم به توکه هنوزهم تکه­اي ازآسمان درچشمانت،جرعه­اي ازدريا دردستانت وتجسمي زيبا ازخاطره ايثار گل­هاي سرخ درمعبدارغواني دلت به يادگارمانده است. نخستين چکه ناودان بلند يک احساس رادرقالب کلامي ازجنس تنفس باغچه­هاي معصوم ياس به روي حجم سپيد يک دفترمي­ريزم وآن رابا لهجه همه پروانه­ صفت­هاي اين گيتي بي­انتها به آستان نيلوفري دل زلالت هديه مي­کنم. در پناه خالق نيلوفرها مهربان و شکيبا بماني. 

 ديروز و فردا مرا فريب دادند........ديروز با خاطراتش و فردا با وعده هايش.......وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود!!!!!!!! 

با شجاعت به سوي هدف قدم بردار و از انتقاد ديگران مهراس . خداوند در شبهاي بي خوابي با تو خواهد بود و قطرات اشك را با *عشق خود * از گونه هايت خواهد زدود خداوند با شجاعان است.... 

اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري که بسته شد ديگه بازش نکن قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکن .

اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي كه بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يه بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو كه با خون خودم سرخشون كردم ، برات هديه ميكنم وعاشقانه كنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي تا بدوني دوستت داشتم و دير فهميدم .

 به من ميگفت: انقدر دوستت دارم كه اگر بگويي بميرميميرم... باورم نمي شد... فقط براي يك امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - كاش امتحانش نمي كردم.

زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني ........ به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس ....

روزگار آیینه را محتاج خاکستر کند ...

زندگی بازیچه ای بیش نیست سعی کن هر چه هستی باش ...

ای که گفتی آشنایی با غریبان مشکل است            آشنایی می توان کرد جدایی مشکل است

 سرمایه های هر دلی حرفهایی است که برای نگفتن دارد

 اگر پرنده نیستی بر لب پرتگاه آشیانه مساز

 من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی  ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم ...

 .تنهایی بس بهتر از گدایی محبت است ...

 دلتنگی هایم را باد به تمسخر می گیرد و پاییز با رنگ زرد بر آن طعنه می زند چه کنم که

دلم ازغربت خیس جاده ها می گیرد و ترانه های زخمی سینه ام می شکافد چه کنم که در

خلوت تنهاییم هر شب دلم یکریز می شکند و ابر بهاری یک لحظه آرام و قرار ندارد چه

کنم که دریای دلم طوفانی است ...

 


نويسنده: مهدی مورخ: چهارشنبه 23 اسفند1385 در ساعت: 11:58 |+|