تبليغاتX
* بهترین اس ام اس های عاشقانه برای شما *



درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
آمار وبلاگ
موضوعات
طراح قالب:
وضعیت من در یاهو
آهنگ وبلاگ
اس ام اس 39
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني...

گفتم بهار
خنده زد و گفت
ای دریغ
دیگر بهار رفته نمی اید
گفتم پرنده ؟
گفت اینجال پرنده نیست
اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست
گفتم درون چشم تو دیگر ؟
گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست
اینجا به جز سکوت، سکوتی گزنده نیست...

 

 کبوتر دلم پر زده در هوای تو می کشدم به هر طرف جاذبه وفای تو در سفری دوباره ام، سوخته چون ستاره ام آه که آتش درون، شعله زد از نوای تو گر چه جوان دویده ام، پیر به تو رسیده ام تا به کجا کشد مرا، غربت ماجرای تو ساز دل شکسته ام مویه رداغ می کند بغض زمان گرفته از گریه بی صدای تو در شب بی خروش من ، چنگ غریب عشق کو تا به نوای غم زند ، نغمه آشنای تو از سر سجده گاه دل، سوخته جان نشسته ام تا دم آخرین نفس بر لب من دعای تو...

در بیکران دور در روزگار نور در شهری بی عبور زیر درخت مهر بر روی سنگ گور با جوهر سرشت با دست سرنوشت حرفی نوشته بود: آرامگاه عشق...

هیچ گاه آخرین نگاهت را فراموش نمی کنم نگاهی سرشار از عشق صمیمیت و محبت امروز سالها از آن روز می گذرد ولی تو هر گز بر نگشته ای صدایت در گوشم زمزمه می شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولی من تو را می خواهم نه خیالت را ...

اگه ميدونستي که چقدر تنهام برام اشک ميريختي اما اگه ميدونستي که چقدر اشک ميريزم هيچوقت تنهام نميزاشتي عــشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن اســـت فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است عــشق ديدن نيست بلكه احساس كردن اســـت عــشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است ....

اومدم بگم مثل بارون بهاري پاك وزلالي ديدم تو مثل هيچ كسي نيستي اومدم بگم مثل خورشيدگرم وروشني ديدم مثل اونم نيستي اومدم بگم مثل دريا هستي ديدم دريا خيلي كوچيكه تو مثل اونم نبودي اومدم بگم مثل كوهي ديدم كوهم در مقابل استقامت تو كم مياره ديدم اونم نيستي اومدم بگم مثل اسمون ابي ابي ابي هستي ديدم اسمون در مقابل تو بي رنگه تومثل هيچ كسي نيستي تو فقط مثل. خودتي خود خود خودت دوستت دارم ....

دوروغ ميگه...! اون که ميگفت جونش به جونت بنده، حالا داره به گريه هاتت ميخنده!....اون که ميگفت بدون تو ميميره، دروغ ميگه دلش جنس کويره....دروغ ميگه تو گوش نده به حرفش....نگو هنوز ميخوای بمونی باهاش...خيال نکن بدون اون ميميری....بزار بره....نباشه جون ميگيری ...

گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود (: هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه  ...

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند و لي مثل پري مي پوشند گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند خب طبيعي است که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد....

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود ....

 

 


نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 4 اسفند1386 در ساعت: 12:33 |+|
اس ام اس 38

از آن روزها که تو به من گفتي ميان سنگلاخ ها و دره ها و کوه ها مواظب هم باشيم و دست هم را ول نکنيم روزها گذشته است . اما دست هر دويمان در هواست و ميل به گرفتن نداريم . هميشه مي خواستم بگويم که تو يعني ظندگي من اما غرورم مانع شده است . مي خواهم بداني که دلم برايت به اندازه همين يک دنيا فاصله تنگ است . پس دستت را به من بده که من براي شروع دوباره آماده ام ...

دوستت دارم براي بخشي از وجودم که تو شکوفايش مي کني . دوستت دارم چون دست بر دل افسرده ام مي نهي زنگارهاي بي ارزش و بي مقدار به سويي مي زني و نور مي تاباني بر گنجينه هاي پنهاني که تا کنون در ژرفا مانده بودند               من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربانتر           من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور در خشم در مهرباني دلتنگي خستگي ... در هزار همهمه دنيا يکه و تنها بشناسد . من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و
تمام سخاوتهاي عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند ...

من در اين گوشه ويرانه به تنهايي خود مي نگرم . مرا ياد کن که ديري ست از خاطره ها رفته ام مرا به سوي خود بخوان . بگذار سخن بگويم که روزگاريست مهر خاموشي بر لب زده ام و در هيا هوي بي کسي گم گشته ام . دستانت را به دستانم بسپار که دلم هواي تو دارد . مرا به حال خوش رها  مکن . آخر شکسته بال پروازم . محتاجم . محتاج همراهي تو ...

در اين شب باراني حس غريبي دارم حس غريب من پر است از التهاب لحظه ها . حس غريب من حسي دوست داشتني است ...

تو قشنگ  ترين تصوير گر روياهاي مني که زمين و آسمانم را خوشبو کرده اي و روي نيمکت هاي چوبي و کوچک خيالم هميشه گلبرگهاي فکر زيبايت به بازي نشسته اند . پس دستم را بگير و مرا با همه توانت به قاب قشنگ طبيعت ببر تا چند صباحي هم در پاييز خاطرات بهاريمان باهم زندگي کنيم ...

 


نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 4 اسفند1386 در ساعت: 12:28 |+|
اس ام اس 37

زيبايي عشق را بوجود نمي آورد بلکه عشق است که زيبايي به وجود مي آورد ...

چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر ...

چشم وقتي زيباست که پراز اشک باشد اشک وقتي زيباست که براي عشق باشدعشق وقتي زيباست که براي تو باشد وعزيزم توهميشه زيبايي حتي اگه براي من نباشي ...

خدايا قلب من غمگينه امشب دلم چون لاله خونينه امشب نمي دونم چرا دست زمونه گل عمر منو مي چينه امشب دلم گنجينه غم هاي بسيار وجودم خسته از تكرار و تكرار دل من ديگه از جبر زمونه شده از زندگي بيزارو بيزار ...

كدام ستاره گواه آغاز تو بود كه جراحت بال پرستو در اعتماد دستهايت التيام مي يافت و درخت ترس تبر را از ياد مي برد چه خوب بودي اي نازنين وقتي كنار دلتنگي ام مي نشستي چونان كبوتري بر شاخه هاي خالي پاييز و تمام نياز مرا به عشق با صلابتي شاعرانه عاشقانه آواز مي دادي آه چه خوب بودي اي نازنين ...

برام نوشته نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

ديروز را دوام آوردي ، امروز را نيز دوام خواهي آورد . اين اجازه را به خود نده كه فكركني فردا چه خواهد شد خداوند بخشنده و حافظ تو خواهد بود ...

الهی داده  و نداده ات را شکر ....

مرا نه سر نه سامان افريدند پريشانم پريشان افريدند پريشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ايشان افريدند

چنان از زندگي دلسرد و دلگيرم................................که روزي مرگ خود را جشن مي گيرم

رازت را به چشمانت هم نگو زيرا مي گريد و راز نگه دارت نيست ...

باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت ...

برای شکستن من یه اخم کافیه ... نیازی به فریادت نیست واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه ... نیازی به قهر نیست برای مردنم حرف رفتنت کافیه ... نیازی به انجامش نیست **** نمی خوام بین منو بین دلش جنگ بشه نمی خوام عشقی که اون نداره کم رنگ بشه من فقط یه چیزی از خدا می خوام واسه یک بارم شده دلش برام تنگ بشه ...

 بي تو دنيا بر سرم آوار شد بين ما هر پنجره ديوار شد درد ما در بودن ما ريشه داشت مردن و رفتن علاج کار شد آنکه اول نوشدارو مي نمود بر لب ما زهر نيش مار شد عيب از ما بود از ياران نبود هر که يار شد عاقبت بيدار شد عاقبت با حيله سوداگران عشق هم کالاي هر بازار شد آب يکجا مانده ام دريا کجاست مردم از بس زندگي تکرار شد ...

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه نامردي اشكاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي ؟ گفتي اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون گريش مي گيره ..... گفتم:يه خواهش دارم وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار- گفتي:به چشم .... حالا امروز من دارم گريه مي كنم اما آسمون نمي باره .......... تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم ميخندي .

 


نويسنده: مهدی مورخ: شنبه 4 اسفند1386 در ساعت: 12:21 |+|