|
کاش هرگز در محبت شک نبود تک سوار مهربانی تک نبود کاش بر لوحی که بر جان دل است واله تلخ خیانت هک نبود
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
آسمون وقف نگاهت گل من مانده ام چشم به راهت گل من هر کجا هستی و باشی گویم که خدا پشت و پناهت گل من
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟ الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
آخرين تکه قلبم را به پروانه ای دادم که رنگ پرهايش سوی ديدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامی چيزهای دور و برم پاکتر بود ، حتی آبی تر از حوض آبی كلبه ی تنهايی ام ...
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می يافتی، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم...
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه...
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
تا روزی كه رفتی می پنداشتم عشق همه اش شيرينی است! اما آن روز چشمانت به من آموخت كه با آخرين نگاه است كه اولين رنج آغاز می شود...
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
تو را برای وفای تو دوست می دارم، و گرنه دلبر پيمانه شكن که فراوان است...
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
اگر بوی گلی را دوست نداری لااقل شاخه هايش را نشكن ...
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
برای شکستن من یه اخم کافیه... نیازی به فریادت نیست، واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه... نیازی به قهر نیست، برای مردنم حرف رفتنت کافیه... نیازی به انجامش نیست...
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟ رفتم و بزرگ شدم... حالا اما ديگر يادم رفته است دوست داشتن !
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
یادمه که همیشه بهم میگفتی برو من پشتتم... ولی هیچوقت فکر اون خنجری که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم!
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
و کسی می گوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست...
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند. هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند.
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
نيمكت كهنه باغ خاطرات دورش را در اولين بارش زمستانی از ذهن پاک كرده است خاطره شعرهايی را كه هرگز نسروده بودم خاطره آوازهايی را كه هرگز نخوانده بودی
|